۱۳۹۷/۰۶/۰۸

سپتامبر

باغ می‌سوگد،
فرود آيد خنکْ باران به گلها.
تابستان لرزد آرام
پايان‌اش را پيشِ رو.

برگْ زرّين از پیِ برگ
ز سرکشْ درختِ اقاقی فرومی‌چکد.
تابستانْ حيران و سست لبخند می‌گشايد
به رؤيای ميرانِ باغ.

بيش چندی پيشِ گلهای سرخ
می‌درنگد، می‌بَرد آرزوی غُنود.
آهسته برمی‌بندد
(درشت)* چشمانِ سُتوه‌گشته را.

شعر از هرمان هسه
ليت برای سوپرانو و ارکستر از ريشارت شْتراؤس
(از چهار ليتِ واپسين)

* واژه‌ی نيامده در ليتِ شتراؤس

نخستين اجرای اين ليت با آوازِ کيرْسْتن فلاگستاد و زيرِ دستانِ ويلهلم فورتْوِنگلر (۱۹۵۰) را اينجا می‌توانيد بشنويد.